![]() |
![]() |
|
|
می تونی وقتی نگات می کنن،زل بزنی تو چشماشون و جوری نگاشون کنی انگار تو هم به اندازه اونا خوشی و با صدای آهنگی که ازتو ماشیشون میاد هیجان زده شی و همراشون بخندی ،می تونی پشت چراغ قرمزبه دماغ پلاستیکی و سبیل مسخره ای که میزنه به صورتش غش و ضعف کنی ،می تونی بشینی همراه اون احمقای درپیت جدول درپیتی حل کنی و به بحثهای دیوانه کننده شون راجع به حوادث روزنامه همشهری گوش کنی و به ماجراهای بی سرو ته مجله خانواده گوش کنی ، میتونی حال دانشجویی که برای کاراموزی اومده و گوش به حرفای بی منطق مسئول آموزش نمیده روبگیری و بعدش یه لبخند معنی داربا مسئول آموزش که همکار دایرکتت هم هست رد وبدل کنی و بری تو اتاق استراحت بشینی همراه با دکترا قهوه بخوری ،می تونی ازکنارآدمای یخ زده تو روزای برفی رد شی و درجه بخاری ماشینو بیشتر کنی ،می تونی بری فلان رستوران 80تومان پول دوپرس غذا بدی و رژلبتو بعد از تموم شدن غذا پررنگ کنی . می تونی برا اینکه لگزوزت تو تهران منحصر به فرد باشه سی میلیون پول تفاوت رنگ بدی ،می تونی بعد ازچند سال همراهی بگی :خوش اومدی ،فکرکن یه قمار بود که توش باختی ،می تونی همونطور که داری بازنت حرف می زنی،دستای منو فشاربدیو بین کلماتت انگشتامو ببوسی،می تونی خودتو ول کنی تو بغل کسی که تا حالا نپرسیده به چی فکر میکنی،می تونی تو چشمای هرکسی نگاه کنی و بگی چقدردلت براش تنگ شده ،می تونی همونطور که با خشم و عصبانیت پای تلفن به ولنتاین و این حماقتها فحش میدی روبان کادوتو ببندی ،می تونی گوشیمو چپ وراست چک کنی و بعد ازچندروز راجع به اطلاعاتی که به دست آوردی یه جوری حرف بزنی انگار کشفیات خودت بوده ،می تونی برام قیافه بگیری و خزعبلاتی که ازکتابا کپی میکنی دوباره به خوردم بدی،می تونی دم نزنی و بذاری به سواری ادامه بدن ،می تونی وقتی ازگردنش آویزون میشی بخندی ، می تونی بذاری حرف بزنه و روده درازی کنه ،می تونی بهش نگی بسه ،می تونی منفجر نشی ،می تونی همه چیو ول کنی ،می تونی باهاش زندگی کنی ،می تونی کنارش بخوابی بی اینکه چیزی بفهمه ،می تونی بازی کنی ،می تونی تاابد بازی کنی .. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 4:41 PM توسط ش. |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کسی در من راه می رود
که به انتها... نمیرسد. |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی |
| پیوندها |
|
امین قضایی فرنوش رضایی sepehr.masakeny B.Xtrementalist hamed.shamloo شاهین نجفی مردی که می خندد سکوت می کنم محرک فریدا روزن ها |
|
RSS
|