![]() |
![]() |
|
|
او با ذکر ضعف ها و نقایص، با درشت نمایی
پلیدی ها و بی توجه به قاعده ا ی خاص، با مو شکافی تعمق و تجزیه وتحلیل می کوشد
خود وشرایطش را قدرتمند سازد و این قدرت شگفت انگیز را از طریق مخلوقاتش به دیگر
همنوعانش منتقل می کند. او از پوست نویسنده وطنی بودن درآمده و با نوع بشر همدرد و
هم راه است درون انسانی تاریخی را می کاود که تا بود وهست همان است. بعد از سالها ازنو مسحور جذبه ی برادران
کارامازوف شدم ،فکر کردم بد نیست قدم به قدم برداشت یا بهتر است بگویم حس ام را از
شناخت دوباره آن دنیای پیچیده و در عین حال آشنا به این جا انتقال دهم. کتابی که
از ابتدا تکان دهنده است، در مقدمه خواننده مخاطب مستقیم داستایوفسکی می شود : با پرداختن به زندگینامه قهرمان رمانم
الکسی خودم را تا اندازه ای بلاتکلیف می دانم به این معنی که هر چند الکسی را
قهرمان می نانم ، می دانم که به هیچ روی آدم بزرگی نیست.... قهرمان های او هیچ کدام آدم ها ی بزرگی
نیستند، آدم های بی نهایت معمولی و ساده:ابله، یا منفور و واپس زده: یادداشت های
زیر زمینی. هر کدام بخشی از ما که در دیگری می زید، و
داستایوفسکی آن را در قالب شخصیت نشان می دهد، شاید به همین خاطر است که عصبی یا
خشمگین می شویم یا شرمگین و برآشفته، او دور توصیف انکار و پذیرش را تکرار می کند
، سوالات احتمالی را پیش بینی میکند و با جوابی هوشمندانه در خلال توضیحات خلع
سلاحمان می کند، از پذیرش و سکوتمان می آشوبد و مجدد چالش انگیزی می کند، از نو
پاسخی سوال بر انگیز میدهد واین دور سرگیجه آوررا تکرار میکند تا به تردید ی کشیده
شویم که فقط او وتنها او جوابش را می داند: می توانی نخوانی و به این ترتیب است که شوق پیش رفتن را در
ما - من- زنده می کند. هم او که می گوید: چه چیز ممکن است برای من خیال انگیز تر و
لطیف تر از نفس واقغیت باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 11:11 PM توسط ش. |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کسی در من راه می رود
که به انتها... نمیرسد. |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی |
| پیوندها |
|
امین قضایی فرنوش رضایی sepehr.masakeny B.Xtrementalist hamed.shamloo شاهین نجفی مردی که می خندد سکوت می کنم محرک فریدا روزن ها |
|
RSS
|